دكتر عقيقى بخشايشي

34

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

باشند . اين تفرعن و تجبّر ، رسم جبّاران تاريخ است ، و جاى تعجّبى نيست . ولى تعجّب از سردمداران و زعماى روحى و ارشادى مردم آن سامان است كه اين قبيل مسائل را شرك و استكبار در برابر خدا و حتّى مخالف توحيد و فضيلت نمىانگارند . ولى آنان به آسانى ، تسلّط بيگانگان را بر كليّهء شئون اقتصادى ، نظامى ، اجتماعى و سياسى يك كشور مسلمان را ، مىپذيرند و دم نمىآورند و شرك نمىشمارند با اينكه صريح آيهء قرآن اين است : سورهء النساء ، آيهء ( 141 ) لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا ، ( كفّار را حقّ حكومت و سلطه ، بر مؤمنين ، نيست . ) و از آن روشن‌تر به خاك مذلّت افتادن جمعى از مسلمين و نشان دادن اين كوچكى و ذلّت را در قبال خدا ، به عنوان پيشانى به خاك سائيدن بندگان صالح خدا در برابر آفريدگار يكتا ، شرك و عبادت ناخالص مىپندارند . زهى راه ناصواب و غفلت ! آنان طواغيت زمان را - طواغيتى كه هر روز ، بساط عيش و نوش خود را ، در يك كشور خوش‌آب‌وهوا ، مىگسترانند ، و از اين حيث شهرهء شهر و شناخته‌شدهء اجانب و آشنايان هستند - اولو الأمر و واجب الطّاعة مىشمارند . ولى مبارزه با يك مشت مردم مسلمان و متديّنى را كه طبق سفارش آورندهء اسلام از قرآن و عترت ، پيروى و تأسّى دارند ، در سرلوحهء تبليغات و گفتگوهاى تريبونهاى نماز جمعه و جماعت مساجد خود ، قرار مىدهند . جلّ الخالق ! آرى همين است معنى اسلام غير محمّدى ( ص ) و درست ، همين است ، مفهوم دورى از قرآن و سنّت نبوى ( ص ) . درست به مفهوم واقعى ، اسلام آمريكايى ، كه مرگ و نابودى نصيبش باد ! آرى ، او در اين برخورد ، از فرط غرور و سرمستى جاه و مقام ، كوس أنا الحق مىنواخت و ديگران را به پيروى از سنّت و جماعت فرا مىخواند . معلوم نبود مقصود از سنّت ، كدام سنّت است ؟ و مقصود از جماعت كدام جماعت ؟ آيا جماعتى كه بخشى از عملكرد او همان بود كه گذشت ، يا سنّت و جماعت منظور نظر آورندهء اسلام ؟ در هر صورت ، ما اعتقاد داريم راه و رسم وحدت جهان اسلام و اتّحاد واقعى مسلمانان جهان كه يك امر ضرورى و واجب نيز مىباشد ، نه در پرتو اتّحاديه‌هاى نظامى و نه در پرتو امكانات جغرافيايى و طبيعى ، و نه در پرتو مرزهاى مشترك و اشتراك لغت و لهجه ، و نه در پرتو منافع مشترك تجارى و اقتصادى و نفتى ، و نه در پرتو مقابله‌ها و معاهده‌هاى سياسى ، و نه در تشكيل كنفرانسهاى كذائى و خرج‌تراش است ، بلكه تنها و تنها در اثر روآوردن به مفاهيم قرآن و لمس واقعيّتهاى موجود و تمسّك به ذيل عنايت تعاليم عاليهء قرآن مجيد مىباشد ، جايى كه در سورهء حجرات ، آيهء 13 مىفرمايد : يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً . وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ . ( مردم ! ما شما را از آدم و حوّا آفريديم و ملّت و ملّت قبيله و قبيله قرار داديم ، تا شناخته شويد و اين تنوّع معيار برترى و فضيلت نيست بلكه به تحقيق گرامىترين شما در پيشگاه الهى ، باتقواترين شماست . ) اين وحدت و اتّحاد معنوى ، در اثر لمس فشارها و ضرورتهاى زمان و از طريق احساس آلام و رنجهاى موجود مسلمين ، و از راه شناسائى امكانات بالفعل و بالقوّهء همديگر ، راه عملى و طبيعى است . و دنياى اسلام ، روزى به اين حقيقت و واقعيّت پى خواهد برد . پس مطرح ساختن تلاشهاى شيعه ، در زمينهء قرآن ، يكى از آن شيوه‌هاى مؤثّر و يكى از آن راههاى مطلوب ، در رسيدن به تفاهم و تقريب بين جهان اسلام مىباشد ، كه با كمال تأسّف ، بسيار دير ، آغاز شده است ، ولى در شرايط كنونى ، يك اقدام لازم و ضرورى ، و يك گام مفيد و مؤثّرى مىباشد .